RSS  Atom  خانه |   شناسنامه |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ
اوقات شرعي

مذاکره با شيطان!

+ مذاکره با شيطان از ديدگاه مقام معظم رهبري (دوشنبه 1/5/1386 ساعت 11:59 صبح)

 امام خامنه‌اي


.نفي مذاکره


در هيچ‌ يک از مسائل مورد اختلاف ايران و آمريکا، با آمريکايي‌ها مذاکره نخواهيم کرد چرا که در منطق آن‌ها مذاکره معنا و مفهوم حقيقي ندارد و فقط ابزاري براي تحميل خواسته‌هاي خود بر طرف مقابل به شمار مي‌آيد. 1/1/85


کسانى هم دارند که اين حرف‏ها را تبليغ مى‏کنند که مگر مى‏شود انسان با امريکا قطع رابطه باشد؟ اگر قطع رابطه باشيم، نمى‏شود زندگى بکنيم.اگر رابطه‏مان را برقرار بکنيم، اگر اقلا با امريکا مذاکره بکنيم، همه‏ى مشکلات ما برطرف مى‏شود. از اين حرفها هم رايج مى‏کنند، حرفهايى که پوچ و بى مغز و به کلى عارى از حقيقت است. بسيارى از کشورهايى که امريکايي‏ها بدترين خيانت‏ها را به آنها کرده‏اند، کسانى بوده‏اند که با خود آمريکا هم ارتباطات دوستانه داشتند.13/8/76


نه التماس، نه تسليم، نه مذاکره و نه هيچ‏يک از راه‏هايي که بعضي ساده‏لوحانه آن را به مسلمانان پيشنهاد مي‏کنند، گره‏گشا و مايه‏ي نجات مسلمين نيست. تنها يک چيز علاج است و بس، و آن اتحاد مسلمانان، پافشاري بر اسلام و ارزش‏ها و اصول آن، مقاومت در برابر فشارها و تنگ کردن عرصه، در بلند مدت بر دشمن است. 28/2/1372


اين بحث هم که مي‏گويند ما مايليم با دولت ايران مذاکره کنيم، نوعي کار مقدّماتي است، براي اين که بتوانند دشمنيهاي بيشتري بکنند. اينها فريب است. اين طور نيست که عدّه‏اي بگويند ما برويم با آمريکا مذاکره کنيم تا اين دشمني ها برطرف شود؛ نه. دشمني آمريکا با مذاکره برطرف نمي‏شود. آمريکا دنبال منافع خودش در ايران است6/1/1379


ما با ملاحظه همه جوانب، با مطالعه همه تجربه‏هاي کشورِ خود و کشورهاي همسايه و با مشورت با صاحب‏نظران عمده و داراي رأي، به اين نتيجه مي‏رسيم که نه فقط رابطه با آمريکا، بلکه مذاکره با دولت آمريکا امروز برخلاف مصالح ملي و منافع ملت است. اين يک نظرِ متعصّبانه نيست؛ اين يک انديشه و فکر است؛ بررسي شده و با ملاحظه همه‏ي جوانب است. مذاکره با آمريکا - چه در قضاياي کنوني و چه در مسائل ديگر - به معناي باز کردن باب توقّعات و طلبکاري هاي آمريکاست. کساني که دم از مذاکره مي‏زنند - که البته سوء نيّت ندارند، دچار غفلتند - توجّه ندارند که مذاکره با آمريکا در هريک از قضايايي که اين دولت در آن براي خودش ايده و منفعتي تعريف کرده است - مثل همين قضيه افغانستان - هيچ فايده‏اي ندارد. چرا؟ چون او مستکبر است و تسليم نمي‏شود. مذاکره آمريکا با يک دولت، به معناي اين نيست که مي‏خواهد نظرات آن دولت را قبول کند؛ حتّي نظرات مجامع جهاني را قبول نمي‏کند8/8/1380


حکومتي که اين‏طور صريحاً مي‏گويد مي‏خواهم عليه نظام اسلامي و خواستِ ملت ايران عمل کنم و براي براندازي اين نظام بودجه مي‏گذارد، ارتباط و مذاکره با آن، هم خيانت و هم حماقت است! 1/3/1381


مذاکره مشکلي را حل نمي‏کند. دولت آمريکا صريحاً با نظام اسلامي، هويّت اسلامي و ايمان اسلامي مردم ما اعلام مخالفت کرده است. 11/2/1381


مبنائاً به مذاکره معتقدم؛ اما مذاکره با که و بر سر چه؟ مذاکره براي رسيدن به يک قدر مشترک؛ دو طرف بايد همديگر را قبول داشته باشند؛ يک حدّ وسطي هم وجود داشته باشد؛ مذاکره کنند تا به اين حدّ وسط برسند. آن طرفي که شما را اصلاً قبول ندارد، با اصل وجود شما به عنوان جمهوري اسلامي طرف است، با او چه مذاکره‏اي مي‏توانيد بکنيد؟! او صريحاً مي‏گويد که با نظام ديني مخالف است؛ با نظام جمهوري اسلامي بخصوص، مخالف است؛ چون منشاء حرکت بيداري مسلمانان در دنيا شده است...مذاکره برطرف کننده هيچ مشکلي از اين قبيل مشکلات نيست. اين کشورهاي ديگري که مورد تهديد قرار گرفته‏اند، باب مذاکره‏شان با آمريکا باز است؛ روابط هم دارند؛ درعين‏حال مورد تهديدند. ممکن است مذاکره باشد، جنگ هم باشد؛ ممکن است مذاکره نباشد، جنگ هم نباشد؛ ممکن است جنگ باشد، اما همراهش عزّت و پيروزي باشد؛ ممکن است جنگ نباشد، اما همراهِ نبودنِ جنگ، ذلّت و اسارت باشد. . 27/12/1380


اگر اين مساله به معناي بازشدن عرصه‌اي براي آمريکايي‌هاي مکار و ادامه‌ي زورگويي‌هاي آنان باشد، گفت‌وگو با آمريکا در زمينه‌ي اوضاع عراق هم مثل بقيه‌ي موارد ممنوع است.1/1/84


پيش شرط مذاکره


تا وقتي که آمريکا در چنين مواضعي قرار دارد، ما رابطه با او را رد مي‏کنيم. تا وقتي که سياست آمريکا بر دروغ و فريب و جنايت و حمايت از دولت پليدي مثل اسرائيل و ظلم به ملتهاي مستضعف استوار است و تا وقتي که خاطره‏ي جنايتهايي که از طرف سردمداران آمريکايي نسبت به ملت ايران انجام گرفته، در ذهن ملت ماست و جبران نشده - مثل خاطره‏ي سقوط هواپيما، مثل مسدود کردن دارايي ها و اموال ملت ايران در آمريکا - امکان ندارد ما با دولت آمريکا مذاکره کنيم يا با او رابطه‏يي برقرار نماييم. 23/5/1368


امام بالاتر از مذاکره را گفتند، فرمودند: اگر آمريکا آدم شود، ما با او رابطه هم برقرار مي‏کنيم؛ يعني اگر از خوي استکباري دست بردارد؛ مانند يک طرف برابر، و نخواهد اهداف خودش را در داخل ايران تعقيب کند، در آن صورت او هم مثل بقيه دولتها خواهد بود. اما واقعيّت اين نيست؛ واقعيّت غير از اين است. آنها هنوز خوابِ دوران سلطه زمان پهلوي را مي‏بينند؛ 27/12/1380


ذم سازش کاران


آن کساني که فکر مي‏کنند ما بايد با رأس استکبار - يعني آمريکا - مذاکره کنيم، يا دچار ساده‏لوحي هستند، يا مرعوبند. من بارها اين نکته را عرض کرده‏ام که استکبار، بيش از اين‏که نان قدرت و توانايي خودش را بخورد، نان هيبت و تشر خودش را مي‏خورد. اصلاً استکبار، با تشر و ابهت و شکلک درآوردن و ترساندن اين و آن، زنده است. 12/2/1369


حال عدّه‏اي، ساده‏لوحانه، اين گوشه و آن گوشه مي‏نشينند، حرفي و نِقي مي‏زنند. قلم روي کاغذ مي‏آورند که: «چرا با آمريکايي ها مذاکره نمي‏کنيد؟ تا کي مي‏خواهيد اين وضع ادامه داشته باشد؟» آيا اين ها نمي‏فهمند در دنيا چه خبر است؟ نمي‏فهمند که توقّع اين دشمنِ افزون‏خواهِ مغرورِ کم‏خرد و بي‏حکمت چيست؟ تصوّر مي‏کنند همين‏قدر که ما مذاکرات و روابطمان را با آمريکا شروع کرديم، همه مشکلات تمام خواهد شد؟ نه آقا، قضيّه اين نيست. آري؛ آمريکايي ها در اظهارات رسمي مي‏گويند و اظهار مي‏کنند که ما آماده مذاکره با ايرانيم. مذاکره براي چه؟ معلوم است؛ مذاکره براي اين‏که راهي و مجرايي براي فشار آوردن روي دولت ايران پيدا شود. مذاکره را براي اين مي‏خواهند. چه مذاکره‏اي؟! ما با شما کاري نداريم، احتياجي به شما نداريم، ترسي از شما نداريم، هيچ محبّتي به شما نداريم. شما کساني هستيد که در روز روشن، جلو چشم همه مردم دنيا، هواپيماي مسافربري ما را به بهانه دروغ و واهي، سرنگون کرديد و ده ها نفر انسان را کشتيد و حتّي عذرخواهي هم نکرديد11/8/1373


اين که بعضي بردارند طبق ميل دل کارشناسان سياي آمريکا، دم از نزديکي و مذاکره و ارتباط بزنند و فضا را عادّي سازي کنند، اين بزرگترين توهين و خيانت به اين مردم است. 6/1/1379


 


کساني که دم از مذاکره با آمريکا مي‏زنند، يا از الفباي سياست چيزي نمي‏دانند، يا الفباي غيرت را بلد نيستند؛ يکي از اين دو تاست1/3/1381


مذاکره بايد از موضع قدرت و قوّت باشد. کساني که در شرايط تهديد به فکر مذاکره مي‏افتند، ضعف خودشان را با صداي بلند اعلام مي‏کنند. اين حرکتِ بسيار غلطي است. 27/12/1380


چه ساده‏لوحى است که کسانى بگويند برويم پشت ميز مذاکره با يک دستگاه متکبر و بى اعتقاد به اصول انسانى و حقوق بين الملل بنشينيم.امريکاييها، به اصول و حقوق بين الملل، اعتقادى ندارند12/2/1369


جمهورى اسلامى، اگر کسانى تصور کنند که با امتياز دادن به امريکا و ديگران خواهند توانست به مقاصد و اهداف نظام اسلامى برسند، سخت در اشتباهند...اگر کسانى تصور کنند که امريکا که خود مرکز اصلى اين اردوگاه پر فتنه و فساد است ممکن است، با نظام اسلامى که مظهر حيات مقتدرانه‏ى اسلام است، سر آشتى و مساعدت داشته باشد، بسى ساده‏لوحانه انديشيده‏اند .13/8/1368


معناي مذاکره با آمريکا


مذاکره با ظالم اين است که بگويند: «فلان فلان شده، چرا اين قدر ظلم مي‏کني؟!» مذاکره، يعني اين. واِلّا، مذاکره دوستانه، که بروند و بگويند و بخندند و او چيزي بگويد و اين چيزي بگويد و بعد چانه بزنند، و اين‏که گفته شود «ديگر با غاصب اين حرفها را نداريم»، چه معني دارد؟! 12/8/1372


مذاکره‏ي ما با آمريکا همين است که در تريبونهاي عمومي، به سردمداران آن کشور هشدار مي‏دهيم و نهيب مي‏زنيم و مي‏گوييم شما با اين روشها و با اين تهديد و تطميع ها، نخواهيد توانست ملت بزرگ و انقلابي و مسؤولان کشور ما را تحت تأثير قرار بدهيد. ما امروز هم مثل گذشته مي‏گوييم: رابطه با آمريکا را نمي‏خواهيم. 23/5/1368


ايستادگي کم هزينه تر از تسليم


اگر مقايسه کنيم، خواهيم ديد که باز ضرر اين که انسان با استقلال در مقابل آمريکا بايستد، به مراتب کمتر از اين است که تسليم زورگويي هاي آمريکا شود. 6/1/1379


نتايج مذاکره


شما وقتي با کسي قهريد، وقتي با کسي حرف نمي‏زنيد، رودربايستي با هم نداريد. در مقابلِ هم، هيچ حالت توقّعي وجود ندارد. اما وقتي با کسي مذاکره شروع شد؛ پشت ميز نشستيد؛ يک قهوه با هم خورديد؛ يک گپ دوستانه هم در کنارش با هم زديد؛ در فلان محفل بين‏المللي نشستيد و با همديگر يک خرده درددل کرديد؛ بعد رودربايستي به‏وجود مي‏آيد. آن‏وقت، اوّلِ شروعِ تحميلات است. بدبختي هاي انقلاب هاي دنيا و تسلّط و نفوذ آمريکا - همان‏طور که عرض کردم - از همين جا شروع شد.


نتيجه اين مي‏شود که وقتي آن دولت - که مي‏خواهند با او دشمني کنند - اين اشتباه را کرد و به دعوت آنها «بله» گفت، يک ذرّه حيثيتي هم که به خاطر استقلالِ خود به دست آورده بود، از دست خواهد داد؛ اگر پشتيباني مردمي داشت، از دست خواهد داد؛ اگر پشتيباني جهاني داشت، از دست خواهد داد و اگر اراده‏اي در درون خودش بود، آن اراده در هم فرو خواهد ريخت. آن وقت، فشارها را باز هم شديدتر مي‏کنند و او را در مشت خود مي‏گيرند. يعني اگر بخواهند نابود و مضمحل کنند، مضمحلش مي‏کنند؛ اگر خواستند چيزي به او تلقين و تحميل کنند، تحميل مي‏کنند؛ او هم راحت مي‏پذيرد9/8/1375


رابطه و مذاکره، براي ملت ايران و براي نهضت جهاني مضّر است. اولين ضرر اين است که آمريکاييها با ورود در اين ميدان، اين‏طور تفهيم خواهند کرد که جمهوري اسلامي از همه حرفهاي دوران امام و دوران جنگ و دفاع مقدّس و دوران انقلاب صرف‏نظر کرده و گذشته است اينها آبروي انقلاب را در دنيا در پيش مستضعفان خواهد برد، دلها را مردّد خواهد کرد، نهضت جهاني اسلامي را دچار افول خواهد کرد، استقلال ملت ايران را از دست او خواهد گرفت. 26/10/1376


 


فشار از پايين چانه زني از بالا


از يک طرف، فشار سياسي و اقتصادي و علمي و تبليغاتي وارد مي‏آورند و هر طور که بتوانند، بدگويي و جوسازي مي‏کنند، و از طرف ديگر، وقتي به نظرشان رسيد که حالا ديگر آن دولت خسته شده است، براي ارتباط گرفتن، چراغ سبز نشان مي‏دهند و مي‏گويند ما حاضريم با شما مذاکره و کار کنيم! معمولاً دولت  هايي که مسؤولان آن، دچار ضعف باشند، در چنين موقعي، پاها و زانوهايشان مي‏لرزد. بنابراين، از يک طرف، فشار فراوان وارد مي‏آورند و از طرف ديگر هم، چهره باز و آغوش گشاده نشان مي‏دهند! 9/8/1375


رابطه ي ما با آمريکا


ما با اين ها کاري نداريم. هيچ رابطه محبّت و عطوفت و دوستي بين ما و آمريکا نيست. رابطه نفرت از طرف ماست؛ رابطه خصومت خباثت‏آميز از طرف آن ها است. 11/8/1373


 


ديدگاه ما در مورد عراق


ديدگاه مشخص ما درباره‌ي عراق اين است که دولت آمريکا بايد دست از سر اين کشور بردارد و به تحريک قوميت‌ها و ايجاد ناامني در عراق پايان دهد تا اين کشور روي آسايش و امنيت ببينيد و ملت عراق کشور خود را اداره کند.1/1/1384


 


مذاکره از رابطه بدتر است


رابطه را مشروط مي‏کنند، اما مذاکره را غير مشروط! درست توجّه کنيد. آمريکا مي‏گويد: «بياييد مذاکره کنيم.» نمي‏گويد: «بياييد رابطه برقرار کنيم.»/8/1372


اين بود که آن پيوند تحميلي ميان قدرت فائقه حکومت متجاوز و مستبد آمريکا با اين کشورها، منقطع نشده بود. چون رابطه‏اي برقرار بود، آن رابطه، خود موجب مي‏شد که طرفِ قوي تر، از آن رابطه استفاده کند و مدام روي طرف ضعيف تر - در مجالس مذاکره، پشت ميزها، در معاملات گوناگون - فشار بياورد تا بالاخره وادارش کند که ميدان را به نفع او خالي کند... هنوز که هنوز است، آمريکايي ها تلاششان اين است که همان رشته باريکي را که با حادثه تسخير لانه جاسوسي قطع شد، دوباره برقرار کنند. هنوز آن تلاش را مي‏کنند. چرا؟ براي اين‏که از همان رشته باريک، طرف قدرتمند براي تحميل خواست هاي خود با طرف ضعيف استفاده مي‏کند.  12/8/1372


البته در مورد رابطه، اين‏طور نيست؛ بعد خواهم گفت. آمريکاييها نسبت به رابطه، طور ديگري فکر مي‏کنند. آن چه‏که براي آنها خيلي مهّم است، مذاکره است. مي‏خواهند ايران پشت ميز مذاکره بنشيند؛ بعد که مذاکره شروع شد، آن‏وقت سرِ رابطه داستانها و حکايتها دارند.26/10/76


 


هدف از مذاکره


 مقابله با آمريکا، يکي از وسايل وحدت اين ملت بوده است. اينها مي‏خواهند با اين جنجال ها، همين وسيله وحدت را، به وسيله اختلاف تبديل کنند. اين عليه آن، آن عليه اين. اين بگويد مذاکره، آن بگويد مذاکره چه فايده‏اي دارد؛ آن يکي بگويد چه ضرري دارد؟ يک عدّه از اين طرف بحث کنند، يک عدّه از آن طرف بحث کنند! واين ها هم اين وحدت عظيم ملي را که ملت ايران در مقابله با حضور دشمن دارد، به اختلاف ملت ايران تبديل کنند.


هدف دوم اين است که مي‏خواهند با تکرار اين قضيه - مذاکره و رابطه با آمريکا - قضيه‏اي را که در چشم ملت ايران، به دلايلي منطقي، يکي از زشت‏ترين چيزهاست، قبحش را از بين ببرند.


هدف سوم اين است که اصل مذاکره با ايران، براي آمريکا به عنوان ابرقدرت، بسيار مهم است.... براي آمريکا مهم است که ايران اسلامي که از روز اوّل به دلايل روشني در مقابل آمريکا ايستاد و تسليم آمريکا نشد و گفت که با آمريکا مذاکره نمي‏کنم، حالا بگويد که بسيار خوب، چَشم، ما هم مذاکره مي‏کنيم! مي‏گويند بفرما، ابرقدرتي کامل شد!... کته دوم براي اين‏که مذاکره با ايران براي آمريکا اهميت دارد، اين است که حرکت جمهوري اسلامي و ملت ايران موجب شد که احساسات اسلامي در هر گوشه دنيا بيدار شود؛ در آسيا، در آفريقا و حتّي در اروپا، مسلمانان با نام اسلام، احساسات اسلامي خودشان را سرِ دست گيرند و مبارزه‏اي را به نحوي شروع کنند... اگر جمهوري اسلامي با آمريکا پشت ميز مذاکره بنشيند، آمريکاييها خيالشان از اين جهت راحت مي‏شود؛ به هرجايي در دنيا مي‏گويند: شما براي چه تلاش مي‏کنيد؟ شما که مثل ايران نخواهيد شد، به پاي ايران که نخواهيد رسيد! هر چه بشويد، يک ملت و يک نظام و آن شکوه و شجاعت را که پيدا نخواهيد کرد؛ آنها هم بالاخره مجبور شدند و اين‏جا پاي ميز مذاکره آمدند؛ شما ديگر چه مي‏گوييد؟! براي آمريکا خيلي خطرناک است که اين فکر در دوستان و در تبعه دولتهاي تابع و پيرو او رسوخ پيدا کند. آمريکا در پي يک جواب است؛ بايد کاري کند که به آنها اين‏طور تفهيم شود که: «ديديد، اين محاصره اقتصادي و همين فشارهايي که ما عليه جمهوري اسلامي به خرج داديم، بالأخره جمهوري اسلامي را هم خسته کرد و مجبور نمود که او هم بيايد و زانو بزند و از آن پايگاه و از آن گردن برافراشته‏اي که داشت، بناچار پايين آيد!». اين را به دولتهايي که پيرو و تابعش هستند، تفهيم کند که: «نخير؛ اين‏طور هم نيست که شما خيال کنيد کسي که با ما نباشد، مي‏تواند از آسيب در امان بماند. جمهوري اسلامي هم بالاخره مجبور شد بيايد»!


مي‏خواهند اين را تفهيم کنند که دشمن پيروز شده و اسلام مجبور به عقب‏نشيني شده است. مي‏خواهند بگويند که اسلام انقلابي از حرفهايش گذشت و برگشت. 26/10/1376


مزاياي قطع رابطه


وضع کنوني - يعني قطع رابطه ما با آمريکا - اوّل اين را بيان مي‏کند که اين وضع، نتيجه رفتار و وضع طبيعي استکبار آمريکايي است؛ در واقع، نتيجه مظلوميت ملت ايران است. حرف دوم اين است که مذاکره با آمريکا، هيچ فايده‏اي براي ملت ايران ندارد. حرف سوم اين است که مذاکره و رابطه با آمريکا، براي ملت ايران ضرر دارد. 26/10/1376


سرابي به نام مذاکره


اين‏طور نيست که رابطه با آمريکا يا مذاکره با آمريکا، مانع از دشمني آمريکا شود. الان کشورهايي هستند که سفارتهايشان در آمريکاست، سفارتهاي آمريکا نيز در پايتختهاي آنها باز است و فعّاليت مي‏کند؛ از لحاظ سياسي و کنسولي و غيره هم با يکديگر ارتباط دارند؛ اما آمريکا آنها را جزو ليست تروريستهاي دنيا معرفي مي‏کند!


خيال نکنيد که حالا اگر با آمريکا رابطه برقرار شد، يا مذاکره شد، ديگر از سوي آمريکا، اندکي حرف نازکتر از گل هم به جمهوري اسلامي گفته نخواهد شد؛ نه. بسياري از کشورها با آمريکا رابطه هم دارند، خيلي هم روابطشان علي‏الظاهر در سطح جهاني خوب و صميمي و مؤدّبانه است؛ درعين‏حال آمريکا هرجايي که لازم باشد، ضربه خودش را مي‏زند؛ محاصره اقتصادي مي‏کند، تحريم مي‏کند! 26/10/1376


 


  • نويسنده: فرزندان روح الله

  • نظرات ديگران ( )

  • + حرف از رابطه با آمريکاست، نامه‌اي به پدر شهيدم (دوشنبه 1/5/1386 ساعت 11:36 صبح)

     


    نامه‌اي به پدر شهيدم محمد ناصر ناصري  
    باباجان، باز سلام
    اي پدر جان؛ منم، زهرايت
    دختر کوچک تو
      اي اميد من و
    اي شادي تنهايي من
    به خدا اين صدمين نامه بُوَد
    از چه رو هيچ جوابم ندهي
    ياد داري که دم رفتن تو
     دامنت بگرفتم
    من به تو مي گفتم


    پدر اين بار نرو


    پدر اين بار نرو


    من همان روز، بله فهميدم
     سفرت طولانيست
     از چه رو اي پدرم
    تو به اين چشم ترم هيچ توجه نکني


    به خدا خسته شدم
     به خدا خسته شدم
    به خدا قلب من آزرده شده


    چند سال است که من منتظرم
    هر صدايي که ز در مي آيد
    همچو مرغي مجروح
    پا برهنه سوي در تاخته ام


    بس که عکست به بغل بگرفتم
    رنگ از روي من و عکس چو ماهت رفته ست


    من و داداش رضا
    برسر عکس تو دعوا داريم
    او فقط عکس تو را ديده پدر
    با جمال تو سخن مي گويد
    مادرم از تو برايش گفته
    او فقط بوي پدر را زلباست دارد


       
    بس که پيراهن تو بوييده
    بس که در حال دعا، رو به سجاده ي تو اشک فشان ناليده
    طاقتش رفته دگر
    پاي او سست شده
    دل او بشکسته
    به خدا خسته شديم


    به خدا خسته شديم


    پدرم! گر تو بيايي به خدا
    من زتو هيچ تقاضا نکنم
    لحظه اي از پيشت، جاي ديگر نروم


    هرچه دستور دهي
    من بلافاصله انجام دهم
    همه دم بر رخ ماه و قدمت بوسه زنم
     جان زهرا برگرد 


    جان زهرا برگرد
    دائماً مي گويم:
     مادرم!
    هر که رفته ست سفر برگشته
    پدر دوست من، پدر همسايه، پدران ديگر...
    پس چرا او سفرش طولانيست
    او کجا رفته مگر؟!
    او که هرگز دل بي مهر نداشت!
    او که هر روز مرا مي بوسيد
    او که مي گفت برايش به خدا
    دوري از ما سخت است
    پس چرا دير نمود؟
    آري من مي دانم، که چرا غمگين است
    علت تأخيرش
    من فقط مي دانم
    آخر آن موقع ها
    حرف قرآن و خدا و دين بود
    کربلا بود و هزاران عاشق


    همه مسؤولين، چون رجايي و بهشتي بودند


    حرف يکرنگي بود
    ظاهر و باطن افراد ز هم فرق نداشت


    همه خواهرها زير چادر بودند
    صحبت از تقوي بود
    همه جا زيبا بود
    پارک هم بوي شهادت مي داد


    جاي رقص و آواز
    همه جا صوت دعا


    کوچه ها راست و مردم همه راست
    همگي رو به خدا
    همه خط ها روشن
    خوب و خوانا بودند
    حرف از ايمان بود
    حرفْ از تقوي بود


    اما امروز پدر
    درد دل بسيار است
    همهء آنچه به من مي گفتي
    رنگ ديگر دارد، يا بسي کم رنگ است


    من که مي ترسم
    تنها به خيابان بروم
    مادرم مي ترسد
    او به من مي گويد:


    در خيابان خطر است
    بر سر بعضي ها
    چادري پيدا نيست
    مويشان بيرون است
    همه عينک دارند
    به نظر مي آيد
    ‌چشمشان معيوب است
    راهشان پيدا نيست
     خط کج گشته هنر
    بي هنرها همگي خوب و هنرمند شدند


    کج روي محبوب است
    در مجالس و سخنراني ها
    جاي زيباي شهيدان خاليست
    يا اگر هست از آن بوي ريا مي آيد
    نام‌هاي شهدا
    يک يک از روي اماکن همه بر مي دارند


    از دل غم زده ما همگي بي خبرند
    يا نه، بهتر گويم
    بر روي اشک يتيمانِ شهيد
    جُنگ شادي دارند


    سرقت مال عمومي هنر ست
    حرف از آزاديست


    حرف از رابطه با آمريکاست


    آري من مي دانم
    علت غصه و اندوه تو بابا اين است


    پدرم من اين بار
    مي نويسم که اگر
    بازگشتن ز برايت سخت است
    ما مي آييم بَرَت
    تو فقط آدرست را بنويس
    در کجا منزل توست
    مادرم مي داند
    او به من مي گويد
    پدرم پيش خداست
    در بهشتي زيباست
    با همه همسفرانش آنجاست
    خانه اش هم زيبا ست
     حضرت خامنه اي هم مي گفت
    دخترم غصه نخور
    پدرت خندان است
    دوستت مي دارد
    تو اگر گريه کني
    پدرت هم به خدا مي گريد
    همه شب لحظه خواب
    پدرت مي آيد،‌صورتت مي بوسد
    دست بر روي سرت مي کشد او
    من از آن لحظه دگر
    شاد و خوشحال شدم
    از خدا مي خواهم تا که جان در تنم است
    تا حياتي باقيست
      رهبرم چون پدري بر سر من زنده بود
    چهره زيبايش،‌چون جمال مه تو
    شاد و پر خنده بود
    من به تو قول دهم، که دگر از اين پس،
    اينهمه اشک غم از ديده نريزم بابا
    همچو مادر ديگر
    از فراغ رويت، نيمه شب نوحه و زاري نکنم


      تو فقط اي پدرم، از خدايت بطلب
    که من و مادر و اين امت اسلامي ما
    همگي چون تو پدر
    راه ما راه شهيدان باشد
    دائما ً بر سر ما
    سايه رهبر و قرآن باشد
    پدرم خندان باش
     من به تو مفتخرم


    من به تو مفتخرم    
    زهرا ناصري


  • نويسنده: فرزندان روح الله

  • نظرات ديگران ( )

  • + آمريکا از نگاه امام (دوشنبه 1/5/1386 ساعت 11:12 صبح)

     امام خميني


    من با اطمينان مىگويم که اسلام، ابرقدرتها را به خاک مذلت مى‏کشاند.


    هرچه فرياد داريد بر سر آمريکا بکشيد.


    آن هايى که خواب آمريکا را مى‏بينند خدا بيدارشان کند.


    آمريکا هيچ غلطى نمى‏تواند بکند.


    ما آمريکا را زير پا مى‏گذاريم.


    ما تا آخرين نفس در مقابل آمريکا ايستاده‏ايم.


    در راس همه مسائل اسلامى ما قضيه مواجهه با آمريکاست.


    دشمن اصلى اسلام و قرآن و پيامبر عظيم الشان (ص) ابرقدرتها، خصوصا آمريکا و وليده فاسدش اسرائيل است.


    گويندگان، روشنفکران، دانشگاهيان و دانشمندان همه توان خود را صرف قطع اميد دشمن اصلى ما آمريکا کنند.


    بايد اين نهضت در تمام عالم، نهضت مستضعف در مقابل مستکبر در تمام عالم گسترده شود. 24/2/58


    مستکبرين غاصبند، مستکبرين بايد از ميدان خارج بشوند. 27/2/58


    ما عازم هستيم که تمام سلطه‏ها را نابود سازيم. 20/2/62


    ابرقدرتها مى‏خواهند انسانيت انسآن ها را تحت‏سلطه قرار دهند. 6/8/60


    آمريکا مى‏خواهد با تمام قوا بين مسلمين اختلاف بيندازد. 11/9/60


    آمريکا محدود نيست آمالش، به يک کشور و دو کشور. 14/6/61


    شريان حيات آمريکا و غرب بسته به نفت اين منطقه است. 14/6/61


    اگر قدرت امريکا نبود، اسرائيل هم نمى‏توانست که اين کار سفاکانه را بکند. 13/8/61


    دنيا بايد امريکا را از بين ببرد. و الا تا اينها هستند، اين مصيبتها در دنيا هست. 13/8/61


    بايد در مقابل ابرقدرتها مقاومت کرد. 9/12/66


    عيد ملت مستضعف، روزي است که مستکبرين دفن شوند..11/7/58


     


    ملت هاي مسلمان بايد بدانند که ايران کشوري است که رسما با آمريکا مي جنگد و شهداي ما ، اين جوانان و دلاوران ارتش و سپاه از ايران و اسلام عزيز در مقابل آمريکا دفاع مي کنند. صحيفه نور. ج 13، ص 84


    ابرقدرتها آن لحظه‏اى که منافعشان اقتضا کند شما و قديمى‏ترين وفاداران و دوستان خود را قربانى مى‏کنند و پيش آنان دوستى و دشمنى و نوکرى و صداقت ارزش و مفهومى ندارد. 2/2/59


    امروز تمامى قدرتها و ابرقدرتها مصمم شده‏اند تا ريشه اسلام ناب رسول گراميمان صلى‏الله عليه و آله وسلم - را قطع کنند. 2/2/59


    امريکا از انگليس بدتر، انگليس از امريکا بدتر، شوروى از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پليدتر، ليکن امروز سروکار ما با امريکاست.»


    «رئيس جمهور امريکا بداند، اين معنا را بداند که امروز در برابر ملت ما از منفورترين افراد بشر است که چنين ظلمى را به ملت ايران کرده است. امروز قرآن با او خصم است. ملت ايران با او خصم است. دولت امريکا اين مطلب را بداند که او را در ايران ضايع و مفتضح کردند.


    «امروز تمامى گرفتارى ما از امريکاست. تمام گرفتارى ما از اسرائيل است. اسرائيل هم از امريکاست.


    «ما مى‏خواهيم به همه دنيا نشان دهيم که «قدرتهاى فائقه‏» را هم مى‏توان با نيروى «ايمان‏» شکست داد. ما در برابر دولت امريکا با تمام قدرتش مقاومت مى‏کنيم و از هيچ قدرتى نمى‏هراسيم.... ما امريکا را خوب مى‏شناسيم و مى‏دانيم که مى‏توانيم در برابرش مقاومت کرده از شرفمان دفاع کنيم. ما بايد بر امريکا غلبه کنيم و او را در همه منطقه شکست دهيم. ما تسليم بى عدالتى‏ها نخواهيم شد و با ستمکاران کنار نخواهيم آمد... ما مى‏توانيم به آسانى در برابر تجاوز امريکا بايستيم. امريکا ممکن است ما را شکست دهد; ولى نه انقلاب ما را، و به همين دليل است که من به پيروزى خودمان اطمينان دارم. »


     همه‏ى مصيبت‏هاى ما زير سر امريکاست.


     خوشوقتى کامل ما آن روزى است که سلطه‏ى همه‏ى استعمارگران شرق و غرب به خصوص امريکاى جهان خوار از سر مسلمانان قطع شود.


    امريکا از ساليان قبل بر پيکره‏ى ملت و دولت ايران به ناحق چنگ نهاده بود و نظام‏هاى جيره‏خور گذشته هم با ايجاد و گسترش و استفاده از امکانات متناسب با روابط غيرالهى توفيق مى‏يافت که عمال گرداننده‏ى نظام، از مديران اقتصادى گرفته تا زمامداران سياسى، فرهنگى و صاحب منصبان قضايى و نظامى را تربيت نموده و با به کارگيرى هرکس در موضع خاص، در تحکيم و تثبيت پايه‏هاى نظام نوکر امريکا کوشا بود.


    اگر ما با آمريکا و يا ساير ابر قدرت ها و قدرت ها کنار آمده بوديم . گرفتار اين مصائب نبوديم ولي مردم ما ديگر به هيچ وجه حاضر نيستند تن به خواري و ذلت دهند و مرگ سرخ را به زندگي ننگين ترجيح مي دهند . ما براي کشته شدن حاضريم و با خداي خويش عهد نموده ايم که دنباله روي امام خود سيدالشهدا (ع) باشيم .. 21/6/1359


    . هدف اول آن است که حکام منطقه و چشم بسته در فرمان امريکا و از آن دردناکتر اسرائيل باشند و ننگ هر تحقير و نوکري را بپذيرند. در چنين جو و فاجعه عظيمي ، ملت هاي اسلامي نبايد بي تفاوت باشند و از هيچ کوششي درراه حفظ اسلام و کشورهاي اسلامي نبايد دريغ کنند. صحيفه نور ، ج 17 ، ص 29


    مسلمين بعد از سال هاي طولاني که در غفلت بودند ، حالا مقداري رو به بيداري گذاشتند و مقداري توجه به اسلام پيدا کردند و اميد اين هست که توجه آن ها به اسلام بيشتر بشود و اسلام را آن طور که هست بشناسند و در صورت شناخت صحيح ، گرايشات آن ها به شرق و غرب به کلي منقطع خواهد شد  . صحيفه نور . ج 14 ، صص 183 - 184  


    ما چه صحبتي با شما بکنيم؟


    ما چه صحبتي با شما بکنيم؟ صحبت با شما کي بکند؟ جواب اين زنهايي که بچه هايشان را از دست دادند، پدرهايي که جوانهايشان را از دست دادند،آنهايي که در طول زمان  از آمريکا ضربه خوردند، ممالکي که ضربه خوردند اين قدر، ما جواب اينها را چه بدهيم؟


    ما جواب اين مملکتهاي کثيري را که با امر آمريکا ، با توطئه آمريکا، آنها را به نابودي کشيدند وجداناً جواب آنها را چه بدهيم؟ بنشينيم با کي صحبت کنيم؟ رد کردم اين را که نه. ما يک همچو حقي نداريم نه ديگران همچو حقي دارند. ما تابع ملت هستيم، ما خدمتگذار ملت هستيم، ما بايد روي مسير ملت سير بکنيم.


    اينها از چي ما ما را مي ترسانند؟ ما برايمان مطرح نيست اين امور.... ما شيعه آنها هستيم که بچه هاي کوچکشان را فدا کردند براي اسلام، ما از چه بترسيم؟ ما نمي ترسيم از اينکه آمريکا توطئه کند، يا فرض کنيد تهديد کند ما را. ما از تهديد او نمي ترسيم، ملت ما هم نمي ترسد آن کسي مي ترسد که اين دنيا را دار قرار  مي داند آنها که اين {دنيا} را دار قرار نمي دانند.... نمي ترسند


    تفنگدارهاي آن‌ها، نظامي هاي آنها از چه چيز ما را مي ترسانند، بفرستند هر کاري مي خواهند بکنند.


    ما با کي ملاقات بکنيم؟ با چه جمعيتي ملاقات کنيم، با آنها که اسم خودشان را بشر دوست گذاشتند لکن دوايي اگر چنانچه ببينند که بخواهند تجربه کنند که آيا ضرر دارد يا نه اينها به دنياي سوم مي فرستند. با اینها  می توانیم بنشینیم صحبت کنیم؟


     


    رابطه را مي خواهيم چه کار؟


    روابط با آمریکا را می خواهیم چه کنیم؟ ما روابط با آمریکا را می خواهیم چه بکنیم؟ روابط ما با آمریکا روابط یک مظلوم با یک ظالم است؛ روابط یک غارت شده با یک غارتگر است ما می خواهیم چه بکنیم؟ آنها میل دارند که با روابط داشته باشند ما چه احتیاجی به آمریکا داریم... اسلام نخواهد شد.باید دید مظلوم ها چه می گویند.... ما چه احتیاجی به آمریکا داریم. آمریکا آن طرف دنیاست،آنها می خواهند که بازار داشته باشند اینجا. آنها باز طمع دارند که نفت ما را بخورند ما که، اسلام که، بنا ندارد ظلم دیگری بکند، مظلوم هم نخواهد شد. البته سنای آمریکا ما را محکوم می کند. مجالس انگلستان هم ما را محکوم می کند... ما محکوم همه (قدرتها) هستیم آن کاری که در ایران واقع شد کاری است که همه قشرهای ظالم و مستکبر با آن مخالفند. ما هیچ توقعی نداریم که دولت آمریکا یا سایر دول ابرقدرت، آنهایی که می خواهند منافع ما را ببرند، حالا که ما دست آنها را کوتاه کرده ایم بیایند تشکر هم بکنند. سخنرانی امام در تاریخ 29/2/


    58 این ننگ را کجا ببریم؟ ما را نترسانید از اینکه ما نظامی می آوریم. ما نظامی های شما را اینجا دفنشان می کنیم ، ما را نترسانید از اینکه به شما برای خاطر انسان دوستی گرسنگی می دهیم تا بمیرید. نخیر، این طور نیست روزی ما با خداست.... در هر صورت مساله این است که ما الان مبتلای به یک همچو قدرتی هستیم و مع الاسف در داخل ما هم جناح هایی هستند دست و پا می کنند که همان مسایل را درست کنند یعنی دست و پا می کنند که آمریکا قدرت پیدا کند. این ننگ را ما کجا ببریم که اهالی یک کشوری، افرادی که از همین مملکت است، اینجا زاییده شده و اینجا پرورش پیدا کرده، حالایی که مملکت ما و ملت ما قدرت آمریکا را در اینجا شکست داده است باز روابط با آمریکا دارند که برگردانند. ما این ننگ را به کجا ببریم این شکایت را پیش کی بکنیم؟ سخنرانی اما در جمع پاسداران(25/09/58)


     


    ایران الگوی مستضعفان برای مبارزه


    باید این نهضت در تمام عالم نهضت مستضعف در مقابل مستکبر در تمام عالم گسترده شود. ایران، مبدا، و نقطه اول و الگو برای همه ملتها ی مستضعف (باشد). ملتهای مستضعف ببینند که ایران با دست خالی و قدرت ایمان و با وحت کلمه تمسک به اسلام، در مقابل قدرتهاب بزرگ ایستاده و قدرتهای بزرگ را شکست داد .24/2/58


    شما در این مدتی که انقلاب کردید و قیام کردید خودتان باورتان آمد که به دولتهای مستضعف و ملتهای مستضعف هم باوراندید که میشود در مقابل امریکای جهانخوار و شوروی جهانخوار ایستادگی کرد.31/1/60


    ایران، مبدا ،و نقطه اول و الگو برای همه ملتای مستضعف (باشد). ملتهای مستضعف، ببینند که ایران با دست خالی و با قدرت ایمان و با وحدت کلمه تمسک به اسلام ، در مقابل قدرتهای بزرگ ایستاد وقدرتهای بزرگ را شکست داد . سایر اقشار ملتها به این رمز اسامی؛ ایمانی، اقتدا کنند. در تمام اقشار عالم، مسلمین به پا خیزند؛ بلکه مستضعفین بپا خیزند. وعده الهی که مستضعفین را شامل است، و می غرماید که ما منت بر سر مستضعفین میگزاریم  که آنها امام بشوند در دنیا، و وارث باشند. امامت حق مستضعفین است؛ مستکبرین غاصبند، مستکبرین باید از میدان خارخ بشوند. ما مستکبین ایران را از صحنه بیرون کردیم و به جای آن مستضعفین نشستند.24/2/58


    جمهوری اسلمی ایران نباید تحت هیچ شرایطی از اصول و آرمان های مقدس و الهی خود دست بردارد. ان شاءالله مردم سلحشور ایران کینه و خشم انقلابی و مقدس خویش را در سینه ها نگه داشته و شعله های ستم سوز ان را علیه شوروی جنایت کار و امریکای جهان خوار و اذناب آنان به کار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدی (ص) بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفین و پابرهنگان و صالحان ، وارثان زمین گردند.11/7/67


    مستضعفین وقت قیام است!


    سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است؛ و تا این سلطه طلبان بی فرهنگ در زمین هستند، مستضعفین به ارث خود که خدای تعالی که به آنها عنایت فرموده است نمی رسند.19/11/58


    هان ای مظلومان جهان! از هر قشر و کشوری که هستید به خود آیید و از هیاهو و عربده آمریکا و سایر زورمندان تهی مغز نهراسید، و جهان را بر آنان تنگ کنید و حق خود را با مشت گره کرده از آنان بگیزید.19/11/58


    ای ملتهای مسلم! ای ملتهای مظلوم همه کشورهای اسلامی! ای ملتهای عزیزی که در تحت سلطه اشخاصی واقع شدید که ذخایر شما را تقدیم به آمریکا می کند و شما خودتان با زحمت و ذلت زندگی می کنید! بیدار بشوید، برخیزید از جا، ای مستضعفن جهان! برخیزید و در مقابل  ابرقدرتها بایستید، اگر ایستادید اینها هیچ کاری نمی توانند بکنند.21/11/60


    ای مسلمانان جهان! چه شد شما را که در صدر اسلام با عده بسیار کم، قدرتهای عظیم را شکستید و امت بزرگ اسلامی انسانی ایجاد نمودید با قریب یک میلیارد جمعیت و دارا بودن مخازن بزرگی که بالاترین حربه است در مقابل دشمن، اینچنین ضعیف و زبون شدید؟ آیا می دانید که تمام بدبختی های شما در تفرقه و اختلاف بین سران کشورهای شما و بالنتیجه بین خود شماست؟ از برخیزید و قرآن کریم را به دست گرفته و به فرمان خدا تعالی گردن نهید تا مجد خود و عظمت اسلام عزیز را اعاده کنید. بیایید و به یک موعظه پیامبر گوش دهید که می فرماید « قل  انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی» همه قیام کنید و برای خدا قیام کنید قیام فردای درمقابل جنود شیطانی باطن خودتان، وقیام همگانی درمقابل قدرتهای شیطانی. اگرقیام ونهضت، الهی و برای خدا باشد پیروز است. ای مسلمانان جهان وای مستضعفان عالم! دست به دست هم دهید و به خدای بزرگ رو آورید و به اسلام پناهنده شوید، و علیه مستکبران و متجاوزان به حقوق ملتها پرخاش کنید. و ای زائران خانه خدا، در مواقف و مشاعر الهی به هم بپیوندید و از خداوند تعالی نصرت اسلام و مسلمین و مستضعفان جهان را بخواهید.3/8/58


    رویارویی قطعی است!


    ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيست‏ها و امريکا و شوروى در تعقيب‏مان خواهند بود تا هويت دينى و شرافت مکتبى‏مان را لکه‏دار سازند. پس راهى جز مبارزه نمانده است و بايد چنگ و دندان ابرقدرت‏ها و خصوصا امريکا را شکست و الزاما يکى از دو راه را انتخاب نمود: يا شهادت يا پيروزى، که در مکتب ما هر دوى اين‏ها پيروزى است که انشاءالله خداوند قدرت شکستن چارچوب سياسى‏هاى حاکم و ظالم جهان خواران و نيز جسارت ايجاد داربست‏هايى بر محور کرامت انسانى را به همه‏ى مسلمين عطا فرمايد و همه را از افول ذلت‏به صعود عزت و شکوه همراهى نمايد


    لزوم مقابله  با قدرت هاي شرق و غرب به ويژه آمريکاي جهان خوار


    مي دانيد که قدرتمندان شرق و غرب خصوصا آمريکاي بازيگر ، مارهاي زخم برداشته از جمهوري اسلامي هستند که از اول انقلاب به هر حيله ممکن دست زدند. از حمله نظامي گرفته تا طرح يک کودتا از ترور شخصيت ها تا به آتش کشيدن مزرعه ها و مغازه ها و از انفجارات کور در کوچه ها و خيابآن ها تا دزدي و تجاوز و از همه بدتر و بالاتر تبليغات دامنه دار از اول انقلاب تا امروز است ، که براي تضعيف روحيه ملت مقاوم و رزمندگان عزيز به هر نوع دروغ و تهمتي متسبت مي شوند ، ولي - بحمدالله - نه تنها هيچ يک از تيرهاي آنان به هدف نرسيد که نتيجه معکوس داد. اکنون از چنين مارهاي زخم خورده اي نبايد غافل بود. صحيفه نور ، ج 19 ، ص 222


    لزوم مقابله با سياست هاي اختلاف برانگيز آمريکا


    به دولت هاي کشورهاي اسلامي هشدار مي دهم که از اشتباهات گذشته دست بردارند. و با يکديگر دست برادري دهند و با خضوع در مقابل خداوند تعالي و اتکال به قدرت اسلام ، دست ظالمانه جباران و غارتگران جهان خوار خصوصا آمريکا را از منطقه کوتاه کنند


    آنچه که من مي فهم و احتمال زياد مي دهم اين است که آمريکا نه دخالت نظامي در ايران مي خواهد بکند و نه حصر اقتصادي...خودش هم مي داند، لکن از راه اساسي تر پيش آمدند و آن راه اين است که ما را از باطن خودمان آسيب پذير کند و ما را بگنداند از باطن خودمان ، از اول هم بنانشان بر همين معناست . شايد در انقلاب هايي که واقع مي شود آن هايي که مي خواهند نفع ببرند يا ضرري کشيدند که مي خواهند


    آمريکا مي خواهد با تمام قوا بين مسلمين اختلاف بيندازد ...ايد مسلمين توجه داشته باشند که طرح آمريکايي براي شرق و براي ملل اسلامي و دولت هاي اسلامي صرفه ندارد . بايد همه مسلمين توجه کنند و به حکومت هاي خود تذکر دهند که زير بار طرح هاي آمريکايي که از اين به بعد ، يکي بعد از ديگري خواهد آمد ، نرود و بازي نخوردند از اين شياطين . صحيفه نور ، ج 15. ص 243


    مسلمانان ...بايد به خوبي بدانند که دشمن اصلي اسلام و قرآن کريم و پيامبر عظيم الشان صلي لله عليه و آله و سلم ، ابر قدرت ها خصوصا آمريکا و وليده فاسدش اسرائيل است که چشم طمع به کشورهاي اسلامي دوخته و براي چپاول مخازن عظيم زير زميني اين کشورها از هيچ جنايت و توطئه اي دست بردار نيستند و رمز موفقيت آنان در اين توطئه شيطاني ، تفرقه انداختن بين مسلمانان به هر شکل که بتوانند مي باشد . .. اين کوردلان جيره خوار با اسم اسلام و قرآن مجيد و سنت پيامبر مي خواهند اسلام و قرآن و سنت را از بين مسلمين برچينند ، چرا که اسلام و کتاب و سنت را خار راه خود و مانع از چپاولگري شان مي دانند، چرا که ايران با پيروي از همين کتاب و سنت بود که در مقابل آنان بپا خاست و انقلاب نمود و پيروز شد. صحيفه نور ، ج 19، ص 46  


     لزوم وحدت بين مستضعفان براي رفع سلطه هاي شيطاني (آمريکا و ...)


    مستضعفان جهان ،چه آن ها که زير سلطه آمريکا و چه آن ها که زير سلطه ساير قدرتمندان هستند اگر بيدار نشوند و دست شان را به هم ندهند و قيام نکنند ، سلطه هاي شيطاني رفع نخواهد شد و همه بايد کوشش کنيم که وحدت بين مستضعفان در هر مسلک و مذهبي که باشند ، تحقق پيدا کند که اگر خداي ناخواسته سستي پيدا شود ، اين دو قطب مستکبر شرق و غرب مانند سرطان همه را به هلاکت خواهند رساند. ما عازم هستيم که تمام سلطه ها را نابود سازيم و شما هم کوشش کنيد که ملت ها را با حق همراه کنيد .  20 / 2/ 62


     لزوم مقابله با سلطه طلبي آمريکاي جنايتکار


    مهمترين و درد آورترين مساله اي که ملت هاي اسلامي و غير اسلامي کشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است موضوع آمريکاست . دولت آمريکا به عنوان قدرتمند ترين کشورهاي جهان براي بيشتر بلعيدن ذخاير مادي کشورهاي تحت سلطه از هيچ کوششي فروگذار نمي کند. آمريکا دشمن شماره يک مردم محروم و مستضعف جهان است . آمريکا براي سيطره سياسي و اقتصادي و فرهنگي و نظامي خويش بر جهان زير سلطه ، از هيچ جنايتي خودداري نمي نمايد. او مردم مظلوم جهان را با تبليغات وسيعش که به وسيله صهيونيسم بين الملل سازماندهي مي گردد، استثمار مي نمايد . او با ايادي مرموز و خيانتکارش ، چنان خون مردم بي پناه را مي مکد که گويي در جهان هيچ کس جز او و اقمارش حق حيات ندارند. ايران که خواسته است از هر جهت با اين شيطان بزرگ قطع رابطه کند . امروز گرفتار اين جنگهاي تحميلي است ....ملت هاي مسلمان بايد بدانند که ايران کشوري است که رسما با آمريکا مي جنگد و شهداي ما ، اين جوانان و دلاوران ارتش و سپاه از ايران و اسلام عزيز در مقابل آمريکا دفاع مي کنند. صحيفه نور. ج 13، ص 84


    تکليف بر گسترش نهضت مستضعف در مقابل مستکبر