.نفي مذاکره
در هيچ يک از مسائل مورد اختلاف ايران و آمريکا، با آمريکاييها مذاکره نخواهيم کرد چرا که در منطق آنها مذاکره معنا و مفهوم حقيقي ندارد و فقط ابزاري براي تحميل خواستههاي خود بر طرف مقابل به شمار ميآيد. 1/1/85
کسانى هم دارند که اين حرفها را تبليغ مىکنند که مگر مىشود انسان با امريکا قطع رابطه باشد؟ اگر قطع رابطه باشيم، نمىشود زندگى بکنيم.اگر رابطهمان را برقرار بکنيم، اگر اقلا با امريکا مذاکره بکنيم، همهى مشکلات ما برطرف مىشود. از اين حرفها هم رايج مىکنند، حرفهايى که پوچ و بى مغز و به کلى عارى از حقيقت است. بسيارى از کشورهايى که امريکاييها بدترين خيانتها را به آنها کردهاند، کسانى بودهاند که با خود آمريکا هم ارتباطات دوستانه داشتند.13/8/76
نه التماس، نه تسليم، نه مذاکره و نه هيچيک از راههايي که بعضي سادهلوحانه آن را به مسلمانان پيشنهاد ميکنند، گرهگشا و مايهي نجات مسلمين نيست. تنها يک چيز علاج است و بس، و آن اتحاد مسلمانان، پافشاري بر اسلام و ارزشها و اصول آن، مقاومت در برابر فشارها و تنگ کردن عرصه، در بلند مدت بر دشمن است. 28/2/1372
اين بحث هم که ميگويند ما مايليم با دولت ايران مذاکره کنيم، نوعي کار مقدّماتي است، براي اين که بتوانند دشمنيهاي بيشتري بکنند. اينها فريب است. اين طور نيست که عدّهاي بگويند ما برويم با آمريکا مذاکره کنيم تا اين دشمني ها برطرف شود؛ نه. دشمني آمريکا با مذاکره برطرف نميشود. آمريکا دنبال منافع خودش در ايران است6/1/1379
ما با ملاحظه همه جوانب، با مطالعه همه تجربههاي کشورِ خود و کشورهاي همسايه و با مشورت با صاحبنظران عمده و داراي رأي، به اين نتيجه ميرسيم که نه فقط رابطه با آمريکا، بلکه مذاکره با دولت آمريکا امروز برخلاف مصالح ملي و منافع ملت است. اين يک نظرِ متعصّبانه نيست؛ اين يک انديشه و فکر است؛ بررسي شده و با ملاحظه همهي جوانب است. مذاکره با آمريکا - چه در قضاياي کنوني و چه در مسائل ديگر - به معناي باز کردن باب توقّعات و طلبکاري هاي آمريکاست. کساني که دم از مذاکره ميزنند - که البته سوء نيّت ندارند، دچار غفلتند - توجّه ندارند که مذاکره با آمريکا در هريک از قضايايي که اين دولت در آن براي خودش ايده و منفعتي تعريف کرده است - مثل همين قضيه افغانستان - هيچ فايدهاي ندارد. چرا؟ چون او مستکبر است و تسليم نميشود. مذاکره آمريکا با يک دولت، به معناي اين نيست که ميخواهد نظرات آن دولت را قبول کند؛ حتّي نظرات مجامع جهاني را قبول نميکند8/8/1380
حکومتي که اينطور صريحاً ميگويد ميخواهم عليه نظام اسلامي و خواستِ ملت ايران عمل کنم و براي براندازي اين نظام بودجه ميگذارد، ارتباط و مذاکره با آن، هم خيانت و هم حماقت است! 1/3/1381
مذاکره مشکلي را حل نميکند. دولت آمريکا صريحاً با نظام اسلامي، هويّت اسلامي و ايمان اسلامي مردم ما اعلام مخالفت کرده است. 11/2/1381
مبنائاً به مذاکره معتقدم؛ اما مذاکره با که و بر سر چه؟ مذاکره براي رسيدن به يک قدر مشترک؛ دو طرف بايد همديگر را قبول داشته باشند؛ يک حدّ وسطي هم وجود داشته باشد؛ مذاکره کنند تا به اين حدّ وسط برسند. آن طرفي که شما را اصلاً قبول ندارد، با اصل وجود شما به عنوان جمهوري اسلامي طرف است، با او چه مذاکرهاي ميتوانيد بکنيد؟! او صريحاً ميگويد که با نظام ديني مخالف است؛ با نظام جمهوري اسلامي بخصوص، مخالف است؛ چون منشاء حرکت بيداري مسلمانان در دنيا شده است...مذاکره برطرف کننده هيچ مشکلي از اين قبيل مشکلات نيست. اين کشورهاي ديگري که مورد تهديد قرار گرفتهاند، باب مذاکرهشان با آمريکا باز است؛ روابط هم دارند؛ درعينحال مورد تهديدند. ممکن است مذاکره باشد، جنگ هم باشد؛ ممکن است مذاکره نباشد، جنگ هم نباشد؛ ممکن است جنگ باشد، اما همراهش عزّت و پيروزي باشد؛ ممکن است جنگ نباشد، اما همراهِ نبودنِ جنگ، ذلّت و اسارت باشد. . 27/12/1380
اگر اين مساله به معناي بازشدن عرصهاي براي آمريکاييهاي مکار و ادامهي زورگوييهاي آنان باشد، گفتوگو با آمريکا در زمينهي اوضاع عراق هم مثل بقيهي موارد ممنوع است.1/1/84
پيش شرط مذاکره
تا وقتي که آمريکا در چنين مواضعي قرار دارد، ما رابطه با او را رد ميکنيم. تا وقتي که سياست آمريکا بر دروغ و فريب و جنايت و حمايت از دولت پليدي مثل اسرائيل و ظلم به ملتهاي مستضعف استوار است و تا وقتي که خاطرهي جنايتهايي که از طرف سردمداران آمريکايي نسبت به ملت ايران انجام گرفته، در ذهن ملت ماست و جبران نشده - مثل خاطرهي سقوط هواپيما، مثل مسدود کردن دارايي ها و اموال ملت ايران در آمريکا - امکان ندارد ما با دولت آمريکا مذاکره کنيم يا با او رابطهيي برقرار نماييم. 23/5/1368
امام بالاتر از مذاکره را گفتند، فرمودند: اگر آمريکا آدم شود، ما با او رابطه هم برقرار ميکنيم؛ يعني اگر از خوي استکباري دست بردارد؛ مانند يک طرف برابر، و نخواهد اهداف خودش را در داخل ايران تعقيب کند، در آن صورت او هم مثل بقيه دولتها خواهد بود. اما واقعيّت اين نيست؛ واقعيّت غير از اين است. آنها هنوز خوابِ دوران سلطه زمان پهلوي را ميبينند؛ 27/12/1380
ذم سازش کاران
آن کساني که فکر ميکنند ما بايد با رأس استکبار - يعني آمريکا - مذاکره کنيم، يا دچار سادهلوحي هستند، يا مرعوبند. من بارها اين نکته را عرض کردهام که استکبار، بيش از اينکه نان قدرت و توانايي خودش را بخورد، نان هيبت و تشر خودش را ميخورد. اصلاً استکبار، با تشر و ابهت و شکلک درآوردن و ترساندن اين و آن، زنده است. 12/2/1369
حال عدّهاي، سادهلوحانه، اين گوشه و آن گوشه مينشينند، حرفي و نِقي ميزنند. قلم روي کاغذ ميآورند که: «چرا با آمريکايي ها مذاکره نميکنيد؟ تا کي ميخواهيد اين وضع ادامه داشته باشد؟» آيا اين ها نميفهمند در دنيا چه خبر است؟ نميفهمند که توقّع اين دشمنِ افزونخواهِ مغرورِ کمخرد و بيحکمت چيست؟ تصوّر ميکنند همينقدر که ما مذاکرات و روابطمان را با آمريکا شروع کرديم، همه مشکلات تمام خواهد شد؟ نه آقا، قضيّه اين نيست. آري؛ آمريکايي ها در اظهارات رسمي ميگويند و اظهار ميکنند که ما آماده مذاکره با ايرانيم. مذاکره براي چه؟ معلوم است؛ مذاکره براي اينکه راهي و مجرايي براي فشار آوردن روي دولت ايران پيدا شود. مذاکره را براي اين ميخواهند. چه مذاکرهاي؟! ما با شما کاري نداريم، احتياجي به شما نداريم، ترسي از شما نداريم، هيچ محبّتي به شما نداريم. شما کساني هستيد که در روز روشن، جلو چشم همه مردم دنيا، هواپيماي مسافربري ما را به بهانه دروغ و واهي، سرنگون کرديد و ده ها نفر انسان را کشتيد و حتّي عذرخواهي هم نکرديد11/8/1373
اين که بعضي بردارند طبق ميل دل کارشناسان سياي آمريکا، دم از نزديکي و مذاکره و ارتباط بزنند و فضا را عادّي سازي کنند، اين بزرگترين توهين و خيانت به اين مردم است. 6/1/1379
کساني که دم از مذاکره با آمريکا ميزنند، يا از الفباي سياست چيزي نميدانند، يا الفباي غيرت را بلد نيستند؛ يکي از اين دو تاست1/3/1381
مذاکره بايد از موضع قدرت و قوّت باشد. کساني که در شرايط تهديد به فکر مذاکره ميافتند، ضعف خودشان را با صداي بلند اعلام ميکنند. اين حرکتِ بسيار غلطي است. 27/12/1380
چه سادهلوحى است که کسانى بگويند برويم پشت ميز مذاکره با يک دستگاه متکبر و بى اعتقاد به اصول انسانى و حقوق بين الملل بنشينيم.امريکاييها، به اصول و حقوق بين الملل، اعتقادى ندارند12/2/1369
جمهورى اسلامى، اگر کسانى تصور کنند که با امتياز دادن به امريکا و ديگران خواهند توانست به مقاصد و اهداف نظام اسلامى برسند، سخت در اشتباهند...اگر کسانى تصور کنند که امريکا که خود مرکز اصلى اين اردوگاه پر فتنه و فساد است ممکن است، با نظام اسلامى که مظهر حيات مقتدرانهى اسلام است، سر آشتى و مساعدت داشته باشد، بسى سادهلوحانه انديشيدهاند .13/8/1368
معناي مذاکره با آمريکا
مذاکره با ظالم اين است که بگويند: «فلان فلان شده، چرا اين قدر ظلم ميکني؟!» مذاکره، يعني اين. واِلّا، مذاکره دوستانه، که بروند و بگويند و بخندند و او چيزي بگويد و اين چيزي بگويد و بعد چانه بزنند، و اينکه گفته شود «ديگر با غاصب اين حرفها را نداريم»، چه معني دارد؟! 12/8/1372
مذاکرهي ما با آمريکا همين است که در تريبونهاي عمومي، به سردمداران آن کشور هشدار ميدهيم و نهيب ميزنيم و ميگوييم شما با اين روشها و با اين تهديد و تطميع ها، نخواهيد توانست ملت بزرگ و انقلابي و مسؤولان کشور ما را تحت تأثير قرار بدهيد. ما امروز هم مثل گذشته ميگوييم: رابطه با آمريکا را نميخواهيم. 23/5/1368
ايستادگي کم هزينه تر از تسليم
اگر مقايسه کنيم، خواهيم ديد که باز ضرر اين که انسان با استقلال در مقابل آمريکا بايستد، به مراتب کمتر از اين است که تسليم زورگويي هاي آمريکا شود. 6/1/1379
نتايج مذاکره
شما وقتي با کسي قهريد، وقتي با کسي حرف نميزنيد، رودربايستي با هم نداريد. در مقابلِ هم، هيچ حالت توقّعي وجود ندارد. اما وقتي با کسي مذاکره شروع شد؛ پشت ميز نشستيد؛ يک قهوه با هم خورديد؛ يک گپ دوستانه هم در کنارش با هم زديد؛ در فلان محفل بينالمللي نشستيد و با همديگر يک خرده درددل کرديد؛ بعد رودربايستي بهوجود ميآيد. آنوقت، اوّلِ شروعِ تحميلات است. بدبختي هاي انقلاب هاي دنيا و تسلّط و نفوذ آمريکا - همانطور که عرض کردم - از همين جا شروع شد.
نتيجه اين ميشود که وقتي آن دولت - که ميخواهند با او دشمني کنند - اين اشتباه را کرد و به دعوت آنها «بله» گفت، يک ذرّه حيثيتي هم که به خاطر استقلالِ خود به دست آورده بود، از دست خواهد داد؛ اگر پشتيباني مردمي داشت، از دست خواهد داد؛ اگر پشتيباني جهاني داشت، از دست خواهد داد و اگر ارادهاي در درون خودش بود، آن اراده در هم فرو خواهد ريخت. آن وقت، فشارها را باز هم شديدتر ميکنند و او را در مشت خود ميگيرند. يعني اگر بخواهند نابود و مضمحل کنند، مضمحلش ميکنند؛ اگر خواستند چيزي به او تلقين و تحميل کنند، تحميل ميکنند؛ او هم راحت ميپذيرد9/8/1375
رابطه و مذاکره، براي ملت ايران و براي نهضت جهاني مضّر است. اولين ضرر اين است که آمريکاييها با ورود در اين ميدان، اينطور تفهيم خواهند کرد که جمهوري اسلامي از همه حرفهاي دوران امام و دوران جنگ و دفاع مقدّس و دوران انقلاب صرفنظر کرده و گذشته است اينها آبروي انقلاب را در دنيا در پيش مستضعفان خواهد برد، دلها را مردّد خواهد کرد، نهضت جهاني اسلامي را دچار افول خواهد کرد، استقلال ملت ايران را از دست او خواهد گرفت. 26/10/1376
فشار از پايين چانه زني از بالا
از يک طرف، فشار سياسي و اقتصادي و علمي و تبليغاتي وارد ميآورند و هر طور که بتوانند، بدگويي و جوسازي ميکنند، و از طرف ديگر، وقتي به نظرشان رسيد که حالا ديگر آن دولت خسته شده است، براي ارتباط گرفتن، چراغ سبز نشان ميدهند و ميگويند ما حاضريم با شما مذاکره و کار کنيم! معمولاً دولت هايي که مسؤولان آن، دچار ضعف باشند، در چنين موقعي، پاها و زانوهايشان ميلرزد. بنابراين، از يک طرف، فشار فراوان وارد ميآورند و از طرف ديگر هم، چهره باز و آغوش گشاده نشان ميدهند! 9/8/1375
رابطه ي ما با آمريکا
ما با اين ها کاري نداريم. هيچ رابطه محبّت و عطوفت و دوستي بين ما و آمريکا نيست. رابطه نفرت از طرف ماست؛ رابطه خصومت خباثتآميز از طرف آن ها است. 11/8/1373
ديدگاه ما در مورد عراق
ديدگاه مشخص ما دربارهي عراق اين است که دولت آمريکا بايد دست از سر اين کشور بردارد و به تحريک قوميتها و ايجاد ناامني در عراق پايان دهد تا اين کشور روي آسايش و امنيت ببينيد و ملت عراق کشور خود را اداره کند.1/1/1384
مذاکره از رابطه بدتر است
رابطه را مشروط ميکنند، اما مذاکره را غير مشروط! درست توجّه کنيد. آمريکا ميگويد: «بياييد مذاکره کنيم.» نميگويد: «بياييد رابطه برقرار کنيم.»/8/1372
اين بود که آن پيوند تحميلي ميان قدرت فائقه حکومت متجاوز و مستبد آمريکا با اين کشورها، منقطع نشده بود. چون رابطهاي برقرار بود، آن رابطه، خود موجب ميشد که طرفِ قوي تر، از آن رابطه استفاده کند و مدام روي طرف ضعيف تر - در مجالس مذاکره، پشت ميزها، در معاملات گوناگون - فشار بياورد تا بالاخره وادارش کند که ميدان را به نفع او خالي کند... هنوز که هنوز است، آمريکايي ها تلاششان اين است که همان رشته باريکي را که با حادثه تسخير لانه جاسوسي قطع شد، دوباره برقرار کنند. هنوز آن تلاش را ميکنند. چرا؟ براي اينکه از همان رشته باريک، طرف قدرتمند براي تحميل خواست هاي خود با طرف ضعيف استفاده ميکند. 12/8/1372
البته در مورد رابطه، اينطور نيست؛ بعد خواهم گفت. آمريکاييها نسبت به رابطه، طور ديگري فکر ميکنند. آن چهکه براي آنها خيلي مهّم است، مذاکره است. ميخواهند ايران پشت ميز مذاکره بنشيند؛ بعد که مذاکره شروع شد، آنوقت سرِ رابطه داستانها و حکايتها دارند.26/10/76
هدف از مذاکره
مقابله با آمريکا، يکي از وسايل وحدت اين ملت بوده است. اينها ميخواهند با اين جنجال ها، همين وسيله وحدت را، به وسيله اختلاف تبديل کنند. اين عليه آن، آن عليه اين. اين بگويد مذاکره، آن بگويد مذاکره چه فايدهاي دارد؛ آن يکي بگويد چه ضرري دارد؟ يک عدّه از اين طرف بحث کنند، يک عدّه از آن طرف بحث کنند! واين ها هم اين وحدت عظيم ملي را که ملت ايران در مقابله با حضور دشمن دارد، به اختلاف ملت ايران تبديل کنند.
هدف دوم اين است که ميخواهند با تکرار اين قضيه - مذاکره و رابطه با آمريکا - قضيهاي را که در چشم ملت ايران، به دلايلي منطقي، يکي از زشتترين چيزهاست، قبحش را از بين ببرند.
هدف سوم اين است که اصل مذاکره با ايران، براي آمريکا به عنوان ابرقدرت، بسيار مهم است.... براي آمريکا مهم است که ايران اسلامي که از روز اوّل به دلايل روشني در مقابل آمريکا ايستاد و تسليم آمريکا نشد و گفت که با آمريکا مذاکره نميکنم، حالا بگويد که بسيار خوب، چَشم، ما هم مذاکره ميکنيم! ميگويند بفرما، ابرقدرتي کامل شد!... کته دوم براي اينکه مذاکره با ايران براي آمريکا اهميت دارد، اين است که حرکت جمهوري اسلامي و ملت ايران موجب شد که احساسات اسلامي در هر گوشه دنيا بيدار شود؛ در آسيا، در آفريقا و حتّي در اروپا، مسلمانان با نام اسلام، احساسات اسلامي خودشان را سرِ دست گيرند و مبارزهاي را به نحوي شروع کنند... اگر جمهوري اسلامي با آمريکا پشت ميز مذاکره بنشيند، آمريکاييها خيالشان از اين جهت راحت ميشود؛ به هرجايي در دنيا ميگويند: شما براي چه تلاش ميکنيد؟ شما که مثل ايران نخواهيد شد، به پاي ايران که نخواهيد رسيد! هر چه بشويد، يک ملت و يک نظام و آن شکوه و شجاعت را که پيدا نخواهيد کرد؛ آنها هم بالاخره مجبور شدند و اينجا پاي ميز مذاکره آمدند؛ شما ديگر چه ميگوييد؟! براي آمريکا خيلي خطرناک است که اين فکر در دوستان و در تبعه دولتهاي تابع و پيرو او رسوخ پيدا کند. آمريکا در پي يک جواب است؛ بايد کاري کند که به آنها اينطور تفهيم شود که: «ديديد، اين محاصره اقتصادي و همين فشارهايي که ما عليه جمهوري اسلامي به خرج داديم، بالأخره جمهوري اسلامي را هم خسته کرد و مجبور نمود که او هم بيايد و زانو بزند و از آن پايگاه و از آن گردن برافراشتهاي که داشت، بناچار پايين آيد!». اين را به دولتهايي که پيرو و تابعش هستند، تفهيم کند که: «نخير؛ اينطور هم نيست که شما خيال کنيد کسي که با ما نباشد، ميتواند از آسيب در امان بماند. جمهوري اسلامي هم بالاخره مجبور شد بيايد»!
ميخواهند اين را تفهيم کنند که دشمن پيروز شده و اسلام مجبور به عقبنشيني شده است. ميخواهند بگويند که اسلام انقلابي از حرفهايش گذشت و برگشت. 26/10/1376
مزاياي قطع رابطه
وضع کنوني - يعني قطع رابطه ما با آمريکا - اوّل اين را بيان ميکند که اين وضع، نتيجه رفتار و وضع طبيعي استکبار آمريکايي است؛ در واقع، نتيجه مظلوميت ملت ايران است. حرف دوم اين است که مذاکره با آمريکا، هيچ فايدهاي براي ملت ايران ندارد. حرف سوم اين است که مذاکره و رابطه با آمريکا، براي ملت ايران ضرر دارد. 26/10/1376
سرابي به نام مذاکره
اينطور نيست که رابطه با آمريکا يا مذاکره با آمريکا، مانع از دشمني آمريکا شود. الان کشورهايي هستند که سفارتهايشان در آمريکاست، سفارتهاي آمريکا نيز در پايتختهاي آنها باز است و فعّاليت ميکند؛ از لحاظ سياسي و کنسولي و غيره هم با يکديگر ارتباط دارند؛ اما آمريکا آنها را جزو ليست تروريستهاي دنيا معرفي ميکند!
خيال نکنيد که حالا اگر با آمريکا رابطه برقرار شد، يا مذاکره شد، ديگر از سوي آمريکا، اندکي حرف نازکتر از گل هم به جمهوري اسلامي گفته نخواهد شد؛ نه. بسياري از کشورها با آمريکا رابطه هم دارند، خيلي هم روابطشان عليالظاهر در سطح جهاني خوب و صميمي و مؤدّبانه است؛ درعينحال آمريکا هرجايي که لازم باشد، ضربه خودش را ميزند؛ محاصره اقتصادي ميکند، تحريم ميکند! 26/10/1376
| |
نامهاي به پدر شهيدم محمد ناصر ناصري
باباجان، باز سلام
اي پدر جان؛ منم، زهرايت
دختر کوچک تو
اي اميد من و
اي شادي تنهايي من
به خدا اين صدمين نامه بُوَد
از چه رو هيچ جوابم ندهي
ياد داري که دم رفتن تو
دامنت بگرفتم
من به تو مي گفتم
پدر اين بار نرو
پدر اين بار نرو
من همان روز، بله فهميدم
سفرت طولانيست
از چه رو اي پدرم
تو به اين چشم ترم هيچ توجه نکني
به خدا خسته شدم
به خدا خسته شدم
به خدا قلب من آزرده شده
چند سال است که من منتظرم
هر صدايي که ز در مي آيد
همچو مرغي مجروح
پا برهنه سوي در تاخته ام
بس که عکست به بغل بگرفتم
رنگ از روي من و عکس چو ماهت رفته ست
من و داداش رضا
برسر عکس تو دعوا داريم
او فقط عکس تو را ديده پدر
با جمال تو سخن مي گويد
مادرم از تو برايش گفته
او فقط بوي پدر را زلباست دارد
بس که پيراهن تو بوييده
بس که در حال دعا، رو به سجاده ي تو اشک فشان ناليده
طاقتش رفته دگر
پاي او سست شده
دل او بشکسته
به خدا خسته شديم
به خدا خسته شديم
پدرم! گر تو بيايي به خدا
من زتو هيچ تقاضا نکنم
لحظه اي از پيشت، جاي ديگر نروم
هرچه دستور دهي
من بلافاصله انجام دهم
همه دم بر رخ ماه و قدمت بوسه زنم
جان زهرا برگرد
جان زهرا برگرد
دائماً مي گويم:
مادرم!
هر که رفته ست سفر برگشته
پدر دوست من، پدر همسايه، پدران ديگر...
پس چرا او سفرش طولانيست
او کجا رفته مگر؟!
او که هرگز دل بي مهر نداشت!
او که هر روز مرا مي بوسيد
او که مي گفت برايش به خدا
دوري از ما سخت است
پس چرا دير نمود؟
آري من مي دانم، که چرا غمگين است
علت تأخيرش
من فقط مي دانم
آخر آن موقع ها
حرف قرآن و خدا و دين بود
کربلا بود و هزاران عاشق
همه مسؤولين، چون رجايي و بهشتي بودند
حرف يکرنگي بود
ظاهر و باطن افراد ز هم فرق نداشت
همه خواهرها زير چادر بودند
صحبت از تقوي بود
همه جا زيبا بود
پارک هم بوي شهادت مي داد
جاي رقص و آواز
همه جا صوت دعا
کوچه ها راست و مردم همه راست
همگي رو به خدا
همه خط ها روشن
خوب و خوانا بودند
حرف از ايمان بود
حرفْ از تقوي بود
اما امروز پدر
درد دل بسيار است
همهء آنچه به من مي گفتي
رنگ ديگر دارد، يا بسي کم رنگ است
من که مي ترسم
تنها به خيابان بروم
مادرم مي ترسد
او به من مي گويد:
در خيابان خطر است
بر سر بعضي ها
چادري پيدا نيست
مويشان بيرون است
همه عينک دارند
به نظر مي آيد
چشمشان معيوب است
راهشان پيدا نيست
خط کج گشته هنر
بي هنرها همگي خوب و هنرمند شدند
کج روي محبوب است
در مجالس و سخنراني ها
جاي زيباي شهيدان خاليست
يا اگر هست از آن بوي ريا مي آيد
نامهاي شهدا
يک يک از روي اماکن همه بر مي دارند
از دل غم زده ما همگي بي خبرند
يا نه، بهتر گويم
بر روي اشک يتيمانِ شهيد
جُنگ شادي دارند
سرقت مال عمومي هنر ست
حرف از آزاديست
حرف از رابطه با آمريکاست
آري من مي دانم
علت غصه و اندوه تو بابا اين است
پدرم من اين بار
مي نويسم که اگر
بازگشتن ز برايت سخت است
ما مي آييم بَرَت
تو فقط آدرست را بنويس
در کجا منزل توست
مادرم مي داند
او به من مي گويد
پدرم پيش خداست
در بهشتي زيباست
با همه همسفرانش آنجاست
خانه اش هم زيبا ست
حضرت خامنه اي هم مي گفت
دخترم غصه نخور
پدرت خندان است
دوستت مي دارد
تو اگر گريه کني
پدرت هم به خدا مي گريد
همه شب لحظه خواب
پدرت مي آيد،صورتت مي بوسد
دست بر روي سرت مي کشد او
من از آن لحظه دگر
شاد و خوشحال شدم
از خدا مي خواهم تا که جان در تنم است
تا حياتي باقيست
رهبرم چون پدري بر سر من زنده بود
چهره زيبايش،چون جمال مه تو
شاد و پر خنده بود
من به تو قول دهم، که دگر از اين پس،
اينهمه اشک غم از ديده نريزم بابا
همچو مادر ديگر
از فراغ رويت، نيمه شب نوحه و زاري نکنم
تو فقط اي پدرم، از خدايت بطلب
که من و مادر و اين امت اسلامي ما
همگي چون تو پدر
راه ما راه شهيدان باشد
دائما ً بر سر ما
سايه رهبر و قرآن باشد
پدرم خندان باش
من به تو مفتخرم
من به تو مفتخرم
زهرا ناصري
| |

من با اطمينان مىگويم که اسلام، ابرقدرتها را به خاک مذلت مىکشاند.
هرچه فرياد داريد بر سر آمريکا بکشيد.
آن هايى که خواب آمريکا را مىبينند خدا بيدارشان کند.
آمريکا هيچ غلطى نمىتواند بکند.
ما آمريکا را زير پا مىگذاريم.
ما تا آخرين نفس در مقابل آمريکا ايستادهايم.
در راس همه مسائل اسلامى ما قضيه مواجهه با آمريکاست.
دشمن اصلى اسلام و قرآن و پيامبر عظيم الشان (ص) ابرقدرتها، خصوصا آمريکا و وليده فاسدش اسرائيل است.
گويندگان، روشنفکران، دانشگاهيان و دانشمندان همه توان خود را صرف قطع اميد دشمن اصلى ما آمريکا کنند.
بايد اين نهضت در تمام عالم، نهضت مستضعف در مقابل مستکبر در تمام عالم گسترده شود. 24/2/58
مستکبرين غاصبند، مستکبرين بايد از ميدان خارج بشوند. 27/2/58
ما عازم هستيم که تمام سلطهها را نابود سازيم. 20/2/62
ابرقدرتها مىخواهند انسانيت انسآن ها را تحتسلطه قرار دهند. 6/8/60
آمريکا مىخواهد با تمام قوا بين مسلمين اختلاف بيندازد. 11/9/60
آمريکا محدود نيست آمالش، به يک کشور و دو کشور. 14/6/61
شريان حيات آمريکا و غرب بسته به نفت اين منطقه است. 14/6/61
اگر قدرت امريکا نبود، اسرائيل هم نمىتوانست که اين کار سفاکانه را بکند. 13/8/61
دنيا بايد امريکا را از بين ببرد. و الا تا اينها هستند، اين مصيبتها در دنيا هست. 13/8/61
بايد در مقابل ابرقدرتها مقاومت کرد. 9/12/66
عيد ملت مستضعف، روزي است که مستکبرين دفن شوند..11/7/58
ملت هاي مسلمان بايد بدانند که ايران کشوري است که رسما با آمريکا مي جنگد و شهداي ما ، اين جوانان و دلاوران ارتش و سپاه از ايران و اسلام عزيز در مقابل آمريکا دفاع مي کنند. صحيفه نور. ج 13، ص 84
ابرقدرتها آن لحظهاى که منافعشان اقتضا کند شما و قديمىترين وفاداران و دوستان خود را قربانى مىکنند و پيش آنان دوستى و دشمنى و نوکرى و صداقت ارزش و مفهومى ندارد. 2/2/59
امروز تمامى قدرتها و ابرقدرتها مصمم شدهاند تا ريشه اسلام ناب رسول گراميمان صلىالله عليه و آله وسلم - را قطع کنند. 2/2/59
امريکا از انگليس بدتر، انگليس از امريکا بدتر، شوروى از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پليدتر، ليکن امروز سروکار ما با امريکاست.»
«رئيس جمهور امريکا بداند، اين معنا را بداند که امروز در برابر ملت ما از منفورترين افراد بشر است که چنين ظلمى را به ملت ايران کرده است. امروز قرآن با او خصم است. ملت ايران با او خصم است. دولت امريکا اين مطلب را بداند که او را در ايران ضايع و مفتضح کردند.
«امروز تمامى گرفتارى ما از امريکاست. تمام گرفتارى ما از اسرائيل است. اسرائيل هم از امريکاست.
«ما مىخواهيم به همه دنيا نشان دهيم که «قدرتهاى فائقه» را هم مىتوان با نيروى «ايمان» شکست داد. ما در برابر دولت امريکا با تمام قدرتش مقاومت مىکنيم و از هيچ قدرتى نمىهراسيم.... ما امريکا را خوب مىشناسيم و مىدانيم که مىتوانيم در برابرش مقاومت کرده از شرفمان دفاع کنيم. ما بايد بر امريکا غلبه کنيم و او را در همه منطقه شکست دهيم. ما تسليم بى عدالتىها نخواهيم شد و با ستمکاران کنار نخواهيم آمد... ما مىتوانيم به آسانى در برابر تجاوز امريکا بايستيم. امريکا ممکن است ما را شکست دهد; ولى نه انقلاب ما را، و به همين دليل است که من به پيروزى خودمان اطمينان دارم. »
همهى مصيبتهاى ما زير سر امريکاست.
خوشوقتى کامل ما آن روزى است که سلطهى همهى استعمارگران شرق و غرب به خصوص امريکاى جهان خوار از سر مسلمانان قطع شود.
امريکا از ساليان قبل بر پيکرهى ملت و دولت ايران به ناحق چنگ نهاده بود و نظامهاى جيرهخور گذشته هم با ايجاد و گسترش و استفاده از امکانات متناسب با روابط غيرالهى توفيق مىيافت که عمال گردانندهى نظام، از مديران اقتصادى گرفته تا زمامداران سياسى، فرهنگى و صاحب منصبان قضايى و نظامى را تربيت نموده و با به کارگيرى هرکس در موضع خاص، در تحکيم و تثبيت پايههاى نظام نوکر امريکا کوشا بود.
اگر ما با آمريکا و يا ساير ابر قدرت ها و قدرت ها کنار آمده بوديم . گرفتار اين مصائب نبوديم ولي مردم ما ديگر به هيچ وجه حاضر نيستند تن به خواري و ذلت دهند و مرگ سرخ را به زندگي ننگين ترجيح مي دهند . ما براي کشته شدن حاضريم و با خداي خويش عهد نموده ايم که دنباله روي امام خود سيدالشهدا (ع) باشيم .. 21/6/1359
. هدف اول آن است که حکام منطقه و چشم بسته در فرمان امريکا و از آن دردناکتر اسرائيل باشند و ننگ هر تحقير و نوکري را بپذيرند. در چنين جو و فاجعه عظيمي ، ملت هاي اسلامي نبايد بي تفاوت باشند و از هيچ کوششي درراه حفظ اسلام و کشورهاي اسلامي نبايد دريغ کنند. صحيفه نور ، ج 17 ، ص 29
مسلمين بعد از سال هاي طولاني که در غفلت بودند ، حالا مقداري رو به بيداري گذاشتند و مقداري توجه به اسلام پيدا کردند و اميد اين هست که توجه آن ها به اسلام بيشتر بشود و اسلام را آن طور که هست بشناسند و در صورت شناخت صحيح ، گرايشات آن ها به شرق و غرب به کلي منقطع خواهد شد . صحيفه نور . ج 14 ، صص 183 - 184
ما چه صحبتي با شما بکنيم؟
ما چه صحبتي با شما بکنيم؟ صحبت با شما کي بکند؟ جواب اين زنهايي که بچه هايشان را از دست دادند، پدرهايي که جوانهايشان را از دست دادند،آنهايي که در طول زمان از آمريکا ضربه خوردند، ممالکي که ضربه خوردند اين قدر، ما جواب اينها را چه بدهيم؟
ما جواب اين مملکتهاي کثيري را که با امر آمريکا ، با توطئه آمريکا، آنها را به نابودي کشيدند وجداناً جواب آنها را چه بدهيم؟ بنشينيم با کي صحبت کنيم؟ رد کردم اين را که نه. ما يک همچو حقي نداريم نه ديگران همچو حقي دارند. ما تابع ملت هستيم، ما خدمتگذار ملت هستيم، ما بايد روي مسير ملت سير بکنيم.
اينها از چي ما ما را مي ترسانند؟ ما برايمان مطرح نيست اين امور.... ما شيعه آنها هستيم که بچه هاي کوچکشان را فدا کردند براي اسلام، ما از چه بترسيم؟ ما نمي ترسيم از اينکه آمريکا توطئه کند، يا فرض کنيد تهديد کند ما را. ما از تهديد او نمي ترسيم، ملت ما هم نمي ترسد آن کسي مي ترسد که اين دنيا را دار قرار مي داند آنها که اين {دنيا} را دار قرار نمي دانند.... نمي ترسند
تفنگدارهاي آنها، نظامي هاي آنها از چه چيز ما را مي ترسانند، بفرستند هر کاري مي خواهند بکنند.
ما با کي ملاقات بکنيم؟ با چه جمعيتي ملاقات کنيم، با آنها که اسم خودشان را بشر دوست گذاشتند لکن دوايي اگر چنانچه ببينند که بخواهند تجربه کنند که آيا ضرر دارد يا نه اينها به دنياي سوم مي فرستند. با اینها می توانیم بنشینیم صحبت کنیم؟
رابطه را مي خواهيم چه کار؟
روابط با آمریکا را می خواهیم چه کنیم؟ ما روابط با آمریکا را می خواهیم چه بکنیم؟ روابط ما با آمریکا روابط یک مظلوم با یک ظالم است؛ روابط یک غارت شده با یک غارتگر است ما می خواهیم چه بکنیم؟ آنها میل دارند که با روابط داشته باشند ما چه احتیاجی به آمریکا داریم... اسلام نخواهد شد.باید دید مظلوم ها چه می گویند.... ما چه احتیاجی به آمریکا داریم. آمریکا آن طرف دنیاست،آنها می خواهند که بازار داشته باشند اینجا. آنها باز طمع دارند که نفت ما را بخورند ما که، اسلام که، بنا ندارد ظلم دیگری بکند، مظلوم هم نخواهد شد. البته سنای آمریکا ما را محکوم می کند. مجالس انگلستان هم ما را محکوم می کند... ما محکوم همه (قدرتها) هستیم آن کاری که در ایران واقع شد کاری است که همه قشرهای ظالم و مستکبر با آن مخالفند. ما هیچ توقعی نداریم که دولت آمریکا یا سایر دول ابرقدرت، آنهایی که می خواهند منافع ما را ببرند، حالا که ما دست آنها را کوتاه کرده ایم بیایند تشکر هم بکنند. سخنرانی امام در تاریخ 29/2/
58 این ننگ را کجا ببریم؟ ما را نترسانید از اینکه ما نظامی می آوریم. ما نظامی های شما را اینجا دفنشان می کنیم ، ما را نترسانید از اینکه به شما برای خاطر انسان دوستی گرسنگی می دهیم تا بمیرید. نخیر، این طور نیست روزی ما با خداست.... در هر صورت مساله این است که ما الان مبتلای به یک همچو قدرتی هستیم و مع الاسف در داخل ما هم جناح هایی هستند دست و پا می کنند که همان مسایل را درست کنند یعنی دست و پا می کنند که آمریکا قدرت پیدا کند. این ننگ را ما کجا ببریم که اهالی یک کشوری، افرادی که از همین مملکت است، اینجا زاییده شده و اینجا پرورش پیدا کرده، حالایی که مملکت ما و ملت ما قدرت آمریکا را در اینجا شکست داده است باز روابط با آمریکا دارند که برگردانند. ما این ننگ را به کجا ببریم این شکایت را پیش کی بکنیم؟ سخنرانی اما در جمع پاسداران(25/09/58)
ایران الگوی مستضعفان برای مبارزه
باید این نهضت در تمام عالم – نهضت مستضعف در مقابل مستکبر– در تمام عالم گسترده شود. ایران، مبدا، و نقطه اول و الگو برای همه ملتها ی مستضعف (باشد). ملتهای مستضعف ببینند که ایران با دست خالی و قدرت ایمان و با وحت کلمه تمسک به اسلام، در مقابل قدرتهاب بزرگ ایستاده و قدرتهای بزرگ را شکست داد .24/2/58
شما در این مدتی که انقلاب کردید و قیام کردید خودتان باورتان آمد که به دولتهای مستضعف و ملتهای مستضعف هم باوراندید که میشود در مقابل امریکای جهانخوار و شوروی جهانخوار ایستادگی کرد.31/1/60
ایران، مبدا ،و نقطه اول و الگو برای همه ملتای مستضعف (باشد). ملتهای مستضعف، ببینند که ایران با دست خالی و با قدرت ایمان و با وحدت کلمه تمسک به اسلام ، در مقابل قدرتهای بزرگ ایستاد وقدرتهای بزرگ را شکست داد . سایر اقشار ملتها به این رمز اسامی؛ ایمانی، اقتدا کنند. در تمام اقشار عالم، مسلمین به پا خیزند؛ بلکه مستضعفین بپا خیزند. وعده الهی که مستضعفین را شامل است، و می غرماید که ما منت بر سر مستضعفین میگزاریم که آنها امام بشوند در دنیا، و وارث باشند. امامت حق مستضعفین است؛ مستکبرین غاصبند، مستکبرین باید از میدان خارخ بشوند. ما مستکبین ایران را از صحنه بیرون کردیم و به جای آن مستضعفین نشستند.24/2/58
جمهوری اسلمی ایران نباید تحت هیچ شرایطی از اصول و آرمان های مقدس و الهی خود دست بردارد. ان شاءالله مردم سلحشور ایران کینه و خشم انقلابی و مقدس خویش را در سینه ها نگه داشته و شعله های ستم سوز ان را علیه شوروی جنایت کار و امریکای جهان خوار و اذناب آنان به کار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدی (ص) بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفین و پابرهنگان و صالحان ، وارثان زمین گردند.11/7/67
مستضعفین وقت قیام است!
سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است؛ و تا این سلطه طلبان بی فرهنگ در زمین هستند، مستضعفین به ارث خود که خدای تعالی که به آنها عنایت فرموده است نمی رسند.19/11/58
هان ای مظلومان جهان! از هر قشر و کشوری که هستید به خود آیید و از هیاهو و عربده آمریکا و سایر زورمندان تهی مغز نهراسید، و جهان را بر آنان تنگ کنید و حق خود را با مشت گره کرده از آنان بگیزید.19/11/58
ای ملتهای مسلم! ای ملتهای مظلوم همه کشورهای اسلامی! ای ملتهای عزیزی که در تحت سلطه اشخاصی واقع شدید که ذخایر شما را تقدیم به آمریکا می کند و شما خودتان با زحمت و ذلت زندگی می کنید! بیدار بشوید، برخیزید از جا، ای مستضعفن جهان! برخیزید و در مقابل ابرقدرتها بایستید، اگر ایستادید اینها هیچ کاری نمی توانند بکنند.21/11/60
ای مسلمانان جهان! چه شد شما را که در صدر اسلام با عده بسیار کم، قدرتهای عظیم را شکستید و امت بزرگ اسلامی– انسانی ایجاد نمودید با قریب یک میلیارد جمعیت و دارا بودن مخازن بزرگی که بالاترین حربه است در مقابل دشمن، اینچنین ضعیف و زبون شدید؟ آیا می دانید که تمام بدبختی های شما در تفرقه و اختلاف بین سران کشورهای شما و بالنتیجه بین خود شماست؟ از برخیزید و قرآن کریم را به دست گرفته و به فرمان خدا تعالی گردن نهید تا مجد خود و عظمت اسلام عزیز را اعاده کنید. بیایید و به یک موعظه پیامبر گوش دهید که می فرماید « قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی» همه قیام کنید و برای خدا قیام کنید قیام فردای درمقابل جنود شیطانی باطن خودتان، وقیام همگانی درمقابل قدرتهای شیطانی. اگرقیام ونهضت، الهی و برای خدا باشد پیروز است. ای مسلمانان جهان وای مستضعفان عالم! دست به دست هم دهید و به خدای بزرگ رو آورید و به اسلام پناهنده شوید، و علیه مستکبران و متجاوزان به حقوق ملتها پرخاش کنید. و ای زائران خانه خدا، در مواقف و مشاعر الهی به هم بپیوندید و از خداوند تعالی نصرت اسلام و مسلمین و مستضعفان جهان را بخواهید.3/8/58
رویارویی قطعی است!
ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيستها و امريکا و شوروى در تعقيبمان خواهند بود تا هويت دينى و شرافت مکتبىمان را لکهدار سازند. پس راهى جز مبارزه نمانده است و بايد چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا امريکا را شکست و الزاما يکى از دو راه را انتخاب نمود: يا شهادت يا پيروزى، که در مکتب ما هر دوى اينها پيروزى است که انشاءالله خداوند قدرت شکستن چارچوب سياسىهاى حاکم و ظالم جهان خواران و نيز جسارت ايجاد داربستهايى بر محور کرامت انسانى را به همهى مسلمين عطا فرمايد و همه را از افول ذلتبه صعود عزت و شکوه همراهى نمايد
لزوم مقابله با قدرت هاي شرق و غرب به ويژه آمريکاي جهان خوار
مي دانيد که قدرتمندان شرق و غرب خصوصا آمريکاي بازيگر ، مارهاي زخم برداشته از جمهوري اسلامي هستند که از اول انقلاب به هر حيله ممکن دست زدند. از حمله نظامي گرفته تا طرح يک کودتا از ترور شخصيت ها تا به آتش کشيدن مزرعه ها و مغازه ها و از انفجارات کور در کوچه ها و خيابآن ها تا دزدي و تجاوز و از همه بدتر و بالاتر تبليغات دامنه دار از اول انقلاب تا امروز است ، که براي تضعيف روحيه ملت مقاوم و رزمندگان عزيز به هر نوع دروغ و تهمتي متسبت مي شوند ، ولي - بحمدالله - نه تنها هيچ يک از تيرهاي آنان به هدف نرسيد که نتيجه معکوس داد. اکنون از چنين مارهاي زخم خورده اي نبايد غافل بود. صحيفه نور ، ج 19 ، ص 222
لزوم مقابله با سياست هاي اختلاف برانگيز آمريکا
به دولت هاي کشورهاي اسلامي هشدار مي دهم که از اشتباهات گذشته دست بردارند. و با يکديگر دست برادري دهند و با خضوع در مقابل خداوند تعالي و اتکال به قدرت اسلام ، دست ظالمانه جباران و غارتگران جهان خوار خصوصا آمريکا را از منطقه کوتاه کنند
آنچه که من مي فهم و احتمال زياد مي دهم اين است که آمريکا نه دخالت نظامي در ايران مي خواهد بکند و نه حصر اقتصادي...خودش هم مي داند، لکن از راه اساسي تر پيش آمدند و آن راه اين است که ما را از باطن خودمان آسيب پذير کند و ما را بگنداند از باطن خودمان ، از اول هم بنانشان بر همين معناست . شايد در انقلاب هايي که واقع مي شود آن هايي که مي خواهند نفع ببرند يا ضرري کشيدند که مي خواهند
آمريکا مي خواهد با تمام قوا بين مسلمين اختلاف بيندازد ...ايد مسلمين توجه داشته باشند که طرح آمريکايي براي شرق و براي ملل اسلامي و دولت هاي اسلامي صرفه ندارد . بايد همه مسلمين توجه کنند و به حکومت هاي خود تذکر دهند که زير بار طرح هاي آمريکايي که از اين به بعد ، يکي بعد از ديگري خواهد آمد ، نرود و بازي نخوردند از اين شياطين . صحيفه نور ، ج 15. ص 243
مسلمانان ...بايد به خوبي بدانند که دشمن اصلي اسلام و قرآن کريم و پيامبر عظيم الشان صلي لله عليه و آله و سلم ، ابر قدرت ها خصوصا آمريکا و وليده فاسدش اسرائيل است که چشم طمع به کشورهاي اسلامي دوخته و براي چپاول مخازن عظيم زير زميني اين کشورها از هيچ جنايت و توطئه اي دست بردار نيستند و رمز موفقيت آنان در اين توطئه شيطاني ، تفرقه انداختن بين مسلمانان به هر شکل که بتوانند مي باشد . .. اين کوردلان جيره خوار با اسم اسلام و قرآن مجيد و سنت پيامبر مي خواهند اسلام و قرآن و سنت را از بين مسلمين برچينند ، چرا که اسلام و کتاب و سنت را خار راه خود و مانع از چپاولگري شان مي دانند، چرا که ايران با پيروي از همين کتاب و سنت بود که در مقابل آنان بپا خاست و انقلاب نمود و پيروز شد. صحيفه نور ، ج 19، ص 46
لزوم وحدت بين مستضعفان براي رفع سلطه هاي شيطاني (آمريکا و ...)
مستضعفان جهان ،چه آن ها که زير سلطه آمريکا و چه آن ها که زير سلطه ساير قدرتمندان هستند اگر بيدار نشوند و دست شان را به هم ندهند و قيام نکنند ، سلطه هاي شيطاني رفع نخواهد شد و همه بايد کوشش کنيم که وحدت بين مستضعفان در هر مسلک و مذهبي که باشند ، تحقق پيدا کند که اگر خداي ناخواسته سستي پيدا شود ، اين دو قطب مستکبر شرق و غرب مانند سرطان همه را به هلاکت خواهند رساند. ما عازم هستيم که تمام سلطه ها را نابود سازيم و شما هم کوشش کنيد که ملت ها را با حق همراه کنيد . 20 / 2/ 62
لزوم مقابله با سلطه طلبي آمريکاي جنايتکار
مهمترين و درد آورترين مساله اي که ملت هاي اسلامي و غير اسلامي کشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است موضوع آمريکاست . دولت آمريکا به عنوان قدرتمند ترين کشورهاي جهان براي بيشتر بلعيدن ذخاير مادي کشورهاي تحت سلطه از هيچ کوششي فروگذار نمي کند. آمريکا دشمن شماره يک مردم محروم و مستضعف جهان است . آمريکا براي سيطره سياسي و اقتصادي و فرهنگي و نظامي خويش بر جهان زير سلطه ، از هيچ جنايتي خودداري نمي نمايد. او مردم مظلوم جهان را با تبليغات وسيعش که به وسيله صهيونيسم بين الملل سازماندهي مي گردد، استثمار مي نمايد . او با ايادي مرموز و خيانتکارش ، چنان خون مردم بي پناه را مي مکد که گويي در جهان هيچ کس جز او و اقمارش حق حيات ندارند. ايران که خواسته است از هر جهت با اين شيطان بزرگ قطع رابطه کند . امروز گرفتار اين جنگهاي تحميلي است ....ملت هاي مسلمان بايد بدانند که ايران کشوري است که رسما با آمريکا مي جنگد و شهداي ما ، اين جوانان و دلاوران ارتش و سپاه از ايران و اسلام عزيز در مقابل آمريکا دفاع مي کنند. صحيفه نور. ج 13، ص 84
تکليف بر گسترش نهضت مستضعف در مقابل مستکبر